تبلیغات
خاطرات گچساران - تفاوت

خاطرات گچساران

تفاوت

پنجشنبه 21 تیر 1386

تفاوت

ساعت هشت شب بود. از صبح توی درمانگاه مشغول کار بودم. این بیماری هم که وارد اتاقم شد مثل اکثریت بیمارانی بود که امروز و هر روز اینجا میبینم: ظاهر نامرتب، لباس چروک و اتو نخورده، صورت اصلاح نکرده، پیراهن روی شلوار، دمپایی، و برخورد بداجتماعی!

بوی عرق بدنش اذیتم میکرد و مجبور شدم ماسک بزنم. موقعی که در مورد علائم بیماری ازش میپرسیدم اصلاً جواب درستی نمیداد؛ معلوم بود فقط آمده یک کیسه دوای مجانی بگیرد و برود!

چند دقیقه بعد بیمار بعدی وارد شد. مرد جوان و خوش برخوردی بود که تابحال او را ندیده بودم. ظاهر آراسته و مرتبی داشت. لباسهایش نو نبودند ولی تمیز و مرتب بودند. با لحن مودبانه ای در مورد بیماریش صحبت کرد و به سوالات من با دقت جواب داد. موقعی که گفت از وقتی از شیراز به اینجا آمده بیماریش شروع شده متوجه شدم که مثل من اینجا غریب است! توضیح مختصری در مورد علت بیماری برایش دادم و چند آزمایش نوشتم. بیمار تشکر زیادی از من کرد و رفت.

وقتی او رفت با خودم فکر میکردم این بیمار آخری کجا و بیشتر بیمارانی که صبح تاحالا دیدم کجا! چرا اکثریت مراجعین ما نمیخواهند مثل این مرد باشند؛ مگر ادب و نزاکت چه ایرادی دارد که بعضی از مردم اینقدر با آن بیگانه هستند؟  

 



[ پنجشنبه 21 تیر 1386 - 10:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 21 تیر 1386 - 10:07 ق.ظ]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]