تبلیغات
خاطرات گچساران - دو قلوها

خاطرات گچساران

دو قلوها

چهارشنبه 21 آذر 1386

دوقلو ها

 

مثل همیشه دو قلوها باهم و همراه مادرشون اومدن. هردوشون کلاس اول ابتدایی هستن. معمولاً باهم مریض میشن ولی حتی وقتی هم که مثل امروز فقط یکیشون بیمار باشه بازهم باهمدیگه میان. ملیکا اسهال و استفراغ و تب شدید داشت و اصلاً حالش خوب نبود. معاینه ش کردم و گفتم باید بستری بشه. خواهرش رو صدا کرد و بهش گفت : « آجی حالم خوب نیست؛ دستمو بگیر. »

قل هفت ساله ش با مهربونی تمام دست خواهر مریضش رو گرفته بود و سرش رو نوازش میکرد. افسوس که دوربین نداشتم تا ازشون عکس بگیرم.



[ چهارشنبه 21 آذر 1386 - 05:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]