تبلیغات
خاطرات گچساران - دنده شکسته

خاطرات گچساران

دنده شکسته

پنجشنبه 12 مهر 1386

دنده شکسته

امروز صبح درمانگاه بطور وحشتناکی شلوغ بود.معلوم نبود یه دفعه اینهمه مریض از کجا ریختن سرمون! ساعت از یازده گذشته بود؛ حدود پنجاه تا بیمار ویزیت کرده بودم. دهنم خشک شده بود و حسابی خسته شده بودم. یه آقای سی ساله توی اتاقم اومد؛ میگفت دیروز یه چیز سنگین بلند کردم، حالا سمت راست سینه ام درد میکنه. حتماً دنده ام شکسته!

معاینه ش کردم. بهش گفتم خوشبختانه مشکل خاصی ندارید. با ناراحتی گفت: دکتر دنده ام شکسته، میگی هیچیم نیست؟! دستش رو بالا آورده بود و میگفت میبینی اصلاً نمیتونم یه ذره بالا بیارمش!

چون خسته م بود حوصله جر و بحث باهاش رو نداشتم؛ نسخه ش رو نوشتم و بدستش دادم. دوباره شروع به غر زدن کرد که من دنده م شکسته و هیچ کاری واسم نمیکنی.

جناب بیمار ما از اون موقع تا ساعت دو بعدازظهر دستش رو توی جیبش کرده بود و توی بیمارستان قدم میزد. بنده خدا خبر نداشت که من خودم عصرکار هم هستم! موقع تعویض شیفت دوباره اومد سمت پذیرش که شماره بگیره، ولی وقتی منو دید حسابی خورد توی ذوقش! نیم ساعت دیگه باز بالا و پایین میرفت. گاهی از خستگی همون دستی رو که میگفت نمیتونه تکونش بده دور گردنش مینداخت! بالاخره همکار کمکی من ساعت دو نیم به درمانگاه اومد. هنوز از راه نرسیده بود که رفت سراغش و همون روضه ها رو برای اونم خوند. پزشک دیگه درمانگاه هم معاینه اش کرده بود و بهش گفته بود مشکلی نداره. مریض پاشو توی یه کفش کرده بود که الا و بالله باید برام عکس بنویسی. اونم از تاب ناعلاجی تسلیم شده بود و براش عکس نوشته بود. ساعت از سه گذشته بود که با عکسش به اتاق پزشک رفت. پزشک عکس رو دیده بود و گفته بود همونطور که از صبح تاحالا گفتیم و باور نکردی عکست خوبه و هیچ مشکلی نداری. ولی بازم قانع نشده بود و گفته بود نه، من دنده ام شکسته! توی عکس هم ترکش مشخصه ولی شماها نمیبینید! بعداز کلی جرّو بحث همکار پزشکم رو مجبور کرده بود براش یه معرفی نامه برای کلینیک جراحی بنویسه! نمیدونم روز شنبه که پیش متخصص جراحی میره اون وقت میخواد اونو مجبور به چه کاری بکنه؟!

یکی از معضلات مردم ما موضوع اوقات فراغته ولی بعضی از شرکت نفتی ها راههای عجیبی واسه پر کردن اوقات فراعت خودشون پیدا کردن!!

 



[ پنجشنبه 12 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 12 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]