تبلیغات
خاطرات گچساران - مهمان

خاطرات گچساران

مهمان

دوشنبه 9 مهر 1386

مهمان

دیروز یکی از گچسارانی های خوب و باصفا به دیدنم آمد. رضا از ترکهای خونگرم گچسارانه و روی ترک بودنش بیشتر از گچسارانی بودنش تعصب داره! مدتی پیش از طریق وبلاگم باهم آشنا شدیم. اوائل توی بخش نظرات وبلاگ برام پیغام میذاشت؛ بعدش هم چندباری باهم چت کردیم ( آی دی سیب ترش! )  و بالاخره زحمت کشید و دیروز مهمان من شد.

وقتی از نزدیک دیدمش متوجه شدم این رضا با اون رضایی که توی چت بود زمین تا آسمون فرق داره. برخلاف چهره ای که قبلاً از خودش نشون میداد پسر خجالتی و مظلومی بود و از اون شیطنتی که توی چت داشت، هیچ خبری نبود. مثل بچه های خوب (!)  یه ظرف بستنی توی دستش گرفته بود و باخجالت جلوی در وایساده بود. یکی دو ساعتی باهم گپ زدیم. از وبلاگ من چند تا انتقاد داشت؛ در موردش باهم صحبت کردیم؛ فکر کنم قانع شد.

راستی مهمان دیروز من یه سایت هم داره. سایتی که گاهی برای تفنن و سرگرمی میشه بهش سرزد و مطالبی در مورد کامپیوتر و موبایل خوند. اگه خواستید سایتش رو ببینید به لینک بچه گچساران مراجعه کنید.

خوشحالم که از طریق وبلاگم تونستم چند تا دوست خوب (مثل کسری و رضا ) توی گچساران پیدا کنم.

 



[ دوشنبه 9 مهر 1386 - 04:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 9 مهر 1386 - 04:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]