تبلیغات
خاطرات گچساران - یکی از اون قدیمی ها

خاطرات گچساران

یکی از اون قدیمی ها

جمعه 16 شهریور 1386

یکی از اون قدیمی ها

 

هفته گذشته بیشتر روزها دو شیفت بودم. یکروز عصر آقایی به درمانگاه مراجعه کرد؛ باوجودیکه اصلاً او را نمیشناختم ولی خیلی مرا تحت تأثیر قرار داد. باید اقرار کنم که سالهاست از این تیپ افراد توی گچساران ندیده ام. ظاهری مرتب و آراسته داشت؛ لباس تمیز پوشیده بود. برخورد اجتماعی خوبی داشت. سلام و احوالپرسی گرمی کرد و خیلی مودبانه روی صندلی نشست. با دقت شروع به توضیح بیماریش کرد. طرز سخن گفتن و شیوه حرف زدنش بسیار مودبانه و تأثیر گذار بود.

بعد از اینکه بیمار را معاینه کردم و برایش دارو نوشتم خیلی تشکر کرد ( برخلاف اکثریت گچسارانی های عزیز! ). ادب حکم میکرد او را تا در اتاق بدرقه کنم. وقتی دوباره پشت میزم نشستم نگاهی به برگه دفترچه او انداختم. شماره پرسنلی اش 53010 بود. یک شرکت نفتی قدیمی و با سابقه؛ از آنهایی که پیش از انقلاب و در زمان طاغوت استخدام شده اند!

متأسفانه فقط تعداد کمی از کارمندان قدیمی شرکت نفت در صنعت باقی مانده اند و بقیه بازنشسته شده اند. ولی همین عده که تحت تعلیم انگلیسی ها بوده اند و با آنها کار کرده اند و موقع استخدام هرگز گزینش عقیدتی و اسلامی نشده اند (!) همگی انسانهایی شریف و زحمتکش هستند که بدون هیچ چشمداشتی بهترین سالهای عمر خود را وقف صنعت نفت کرده اند. هرجا آنها را ببینید منش، رفتار، برخورد اجتماعی و شیوه سخن گفتنشان نشان میدهد که آنها یک شرکت نفتی واقعی ( و البته از نوع انگلیسی اش! ) هستند. افسوس که نسل این نوع شرکت نفتی ها درحال انقراض است و فقط عده بسیار کمی از آنها باقی مانده اند!!



[ جمعه 16 شهریور 1386 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]