تبلیغات
خاطرات گچساران - گران ولی مجانی!

خاطرات گچساران

گران ولی مجانی!

یکشنبه 7 مرداد 1386

مجانی ولی گران!

 

اگر اشتباه نکنم بیمار میگفت از باشت به گچساران اومده،  هزار و پانصد تومان کرایه داده تا به گچساران رسیده؛ بعدش هم سیصد تومان دیگه کرایه تاکسی داده که خودش رو از شهر به درمانگاه شرکت نفت برسونه.

سرماخوردگی مختصری داشت و براش دارو نوشتم. با یک حساب سرانگشتی کرایه رفت و برگشتش به گچساران حدود سه هزار و ششصد تومان میشد درحالیکه داروهایی که من برای سرماخوردگیش نوشتم قیمتش توی داروخانه کمتر از دو هزار تومان بود!

بهش گفتم: توی گرمای شدید هوا اینهمه راه اومدی و وقت خودت رو تلف کردی و کلّی هم پول کرایه ماشین دادی؛ خب همونجا به داروخانه مراجعه میکردی و یک قرص و شربت سرماخوردگی میخریدی؛ هم راحت تر بود و هم ارزانتر!

با یک حالت عجیبی بمن نگاه کرد و گفت: « آخه دارو خونه اونجا ازم پول میگیره، ولی شرکت نفت داروها رو مجانی بهم میده! من شرکت نفتی هستم،چرا باید دارو بخرم؟! »



[ یکشنبه 7 مرداد 1386 - 07:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| طبیب خسته ] [روزنوشت , ] [+]